دوباره اومدم
این چند وقت که چیزی ننوشتم خیلی اتفاق ها افتاد ...
پسری که داره ٤ تا دندون با هم در میاره به مدت بیست روز اسهال داشت هر دکتری که بگید بردیمش و دست آخر آقای محترم سنجد سو تفاهم نشه همون که سر سفره هفت سین میذارن، به دادش رسیدطوری که روزی بیست ، سی تا سنجد خورد تا خوب شد ...
بعدش هم که از مهد بیرونش کرده بودن و ما آواره شدیم خونه مامان شوهر و دست اخر هم یه ده روزی مامان خودم اومد خونه مون و آقا آرش رو نگه داشت تا بنده به شغل شریفم برسم تازه قراره از فردا شازده پسر به طور امتحانی یه ٢ ساعت مهد بره ...
بعدش اینکه رفتم کنکور دادم اون هم از نوع ارشد یعنی قبول میشم ؟؟؟؟؟
دیگه اینکه پایش پانزده ماهگی پسری به علت تغییر مکان مرکز بهداشت نزدیک خونه مون به جای دیگه انجام نشد و قرار شد ١٨ ماهگی واسه واکسن ببریمش ...
دیگه اینکه روز پدر رو پشت سر گذاشتیم و با عرض پوزش با تاخیر این روز را به بابای خودم و بابای آرش و باباهای دیگه و اونای که دارن به زودی بابا میشن تبریک میگم ...


دوباره اومدم
