مسافرت تابستانی
تقریبا یه ماهی هست که چیزی ننوشتم تو این مدت قشنگ ترین اتفاقی که افتاد یه مسافرت سه روزه تابستونی بود که جای شما خالی واقعا خوش گذشت ...
با مامان شهناز و داداش عرفان رفته بودیم متل قو ، کنار دریا و آب تنی و بعدش هم نمک آبرود و تله کابین و بعد رامسر و آب گرم رامسر و دست آخر هم جاده ی زیبای عباس آباد و خوش سفری بابا امیر که خوبی مسافرت رو دو چندان کرده بود ...
چند تا از عکس های قشنگش رو براتون میذارم
آرش برای نخستین بار با کمک بابا امیر قدم روی شن های نرم ساحل میگذارد

آرش برای اولین بار در دریا آب تنی میکند

آرش در حال شن بازی کنار ساحل

و اما آرش در فروشگاه بزرگ لباس فروشی وقتی برای خرید رفته بودیم

واما چشمتان روز بد نبیند آرش کوچولو از مانکن های فروشگاه که بدون سر بودند می ترسید و هر طرف می رفت آنها نشان می داد و وقتی نزدیک آن می شدیم به من می چسبید و قایم می شد
آرش در حال نشان دادن آقای بی کله

آرش در حال نشان دادن یکی دیگه

و اینم یکی دیگه

و یکی هم اون دور تر

آرش در حال بازی با چرخ خرید



مسافرت تابستانی
