بلاخره تموم شد
آره تموم شد اسباب کشی رو میگم بلاخره تموم شد ولی واقعا سخت و طاقت فرسا بود اون هم با این شیفتهای من . . .
طفلی بچه ام هم حسابی اذیت شد و از غذا افتاد . . .
و اما اتفاقهایی که تو این مدت افتاد . . .
اولی اینکه آرش هجده ماهه شد مبارک باشه عزیزم
دوم اینکه مهد کودک آرش عوض شد و نزدیک خونه مون توی یه مهد جدید ثبت نامش کردم که دیگه مجبور نباشه توی گرما و سرما زیاد از خونه دور بشه فعلا دو روزه که رفته و خوب باهاش کنار اومده . . .
سومی اینکه مامان مریم ارشد قبول شد اون هم کجا . . .؟ بابل
خب اگه به بابا امیر باشه که هرطوری هست منو می فرسته دانشگاه ولی خودم خیلی مایل نیستم حوصله دردسر ندارم سال دیگه خدا رو چه دیدی شاید تهران قبول شدم ...
راستی داشت یادم می رفت خاله مهدیه هم ارشد قبول شد حقوق اقتصاد دانشگاه علامه و قراره کم کم بیان تهران ساکن بشن . . .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بلاخره تموم شد
