آرشآرش، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره

پسر کوچولوی ناز من

بیست و سه ماهگیت مبارک

1392/11/12 15:29
نویسنده : مامان مریم
818 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزدلم چشم به هم بزنیم روزها میگذره و تو بزرگتر میشی بیست و سه ماه گذشت پارسال این موقع ها در تب و تاب کارهای تولدت بودم امسال به خواست بابا قراره یه کم خودمونی تر تولد واست بگیریم ولی پسرم الان دیگه معنی تولد رو میفهمی . . . 

بهت میگم آرش واسه تولدت چی بگیرم 

میگی کیک 

میگم آره کیک  می گیرم شمع بذاریم روش 

میگی غایه یعنی داغه 

بعد فوت میکنی . . .

خلاصه حسابی بزرگ و شیرین زبون شدی دیگه کلی واسه خودت حرف می زنی و و سعی میکنی دو سه تا کلمه رو بذاری پیش هم جمله بگی . . .

و اما چند کلمه از لغت نامه آرش :

شیری : لیمو شیرین 

قاچ : قارچ (عاشق قارچ هستی )

شیشه : شیشه و پستونک رو میگی 

آیش : آرش

منه: مال منه

غایه : داغه 

سریه : سرده 

سبز : رنگ مورد علاقه ات 

دسسش: دست کش

پاک : پارک

تاک تیک : ساعت 

راستی یه شعر هم یاد گرفتی البته با مامان میخونی 

مامان :یه توب دارم 

آرش :قلقلیه 

مامان : سرخ و سقید و 

آرش : سبزه ( اصرار داری که آبی نیست و سبزه و وقتی میگم آبیه عصبانی میشی )

مامان : می زنم زمین 

آرش : بااااا ( یعنی بالا میره )

مامان : نمیدونی تا کجا میره 

آرش : سرش رو به چپ و راست تکون میده ( یعنی نمیدونی )

مامان : من این توپ رو نداشتم مشقهام رو خوب نوشتم 

آرش : بابا عیدی (یعنی بابا بهم عیدی داد )

مامان : یه توپ 

آرش : قلقلی . . .

بعدش هم واسه خودت دست می زنی و میگی دسس

خلاصه اینکه خیلی شیرین و بامزه شدی حیف که نمیشه همه چی رو توی جملات بیان کرد 

راستی حسابی هنرمندی و واسه خودت نقاشی میکشی هر وقت هم ازت بپرسیم چی میکشی میگی بابا . . .

این هم شاهکار خلق شده توسط آرش جون یا همون عکس بابا 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان امیرعطا
13 بهمن 92 0:44
سلام. امیدوارم حالتون خوب خوب باشه.خدارو شکر که آرش جون اینهمه پیشرفت داشته. آفرین. خوشحالم که آپ کردین...
ماما مری
11 اسفند 92 14:26
سلام امیدوارم ال خودتون و پسر گلتون خوب باشه و تولدش براتون خاطره انگیز بشه....به وبلاگ دنیز من هم بیایید خوشحال میشیم.